تبليغاتX
فسیل

فسیل

اسکلت های تراش خورده لای الکل؟!

 

نارس همیشه دور از من 

حدودای ساعت سه حس کردم یه گوشت خوار توی گلوم داره حنجره م و میمکه شاید باید پیف پاف می زدم اونطور که توضیح دادی بلکه لااقل تونسته باشم یک جونور رو شاش بند کرده باشم اما حتی اگه جسدش هم از دهنم می ریخت بیرون از دیدن ش می ترسیدم.همون اندازه که از دیدن آدمها می ترسم حتی وقتی تند تند دارم سایه هاشون و روی کله ی وارونه و خم شده م پاک می کنم .فکر داره از لای همه ی شکافام رد می شه گمونم دیگه نتونم بنویسم گمونم اختگی رسید دختر ...داره از ذهن م خارج می شه و به جایی میرسه که قابلیت نوشتن و از دست می ده و تبدیل به چند تیک عصبی همیشگی می شه  

 از تمام خطوط متنفرم از تمام روابط انسانی و حیوانی که مدام عین لوله های فاضلاب توی هم قفل می شه و پوسیده می شه.از آدمایی که تمام تلاششون برای فرو رفتن توی همدیگه س برای کشف چیزی که نیست از حالت چهره هاشون وقت بیرون اومدنشون از هم جوری که هنوز نفهمیدن اصلا قراره چیزی هم باشه مغزم و تبدیل به کله پاچه ی زشتی کرده که به حماقت خودش آلودس

آلودم نارس

آلوده به خطوطی که همیشه درگیر قطع کردن بودن

آلوده به هنری که به گا رفت

آلوده به کلماتی که ریق شون در اومد

آلوده به زنی که با بازنده شدن ذهن ش و تراشید

آلوده به کار اداری و لباس مناسب

آلوده به رگه های خورشید کونی که از هر شکاف م خودشو فشار داد توو

   

نارس دارم به شور می رسم

دارم شتر می شم که بارم و بکشم برم توی گونی و یه گوشه فلسفه ی" جنون بزغاله ها بدون عمد ی در کار "رو بنویسم

با همه ی فرضیات بنیادی راجع به زن مشکل پیدا کردم

نیاز به جراحی دارم

نیاز به خود کشتن دارم نارس

تبدیل به سنگ مستراح شدم

تبدیل به اروس واقعی شدم بدون کله ای که احساس م و آشکار کنه

بدون دستی که انتقال م بده

بدون پایی که حرکات م روتنظیم کنه

بدون ستون فقراتی که نگه ام داره

بدون ناخن هایی که خراشم بده

بدون جنیتالی که مشخصم کنه

بدون برجستگی که حفره هام و بپوشونه

تبدیل به یه سرعت شدم که جا نمی گیره

تبدیل به سیم ظرف شوئی شدم

تبدیل به ماشین چمن زنی خراب گوشه ی یه انباری

 

 

به نظرت ادامه می دم؟

تا روزی که خبر بهتر شدنت با منه؟

تا زمانی که تو می نویسی و به نظرات (|) جماعت حماق بیلاخ می دی؟

تا زمانی که با مغز پریودت  شب و روز توو یه آزمایشگاه .. جلبک ثبت کنی؟

گمونم همینطوره  نارس

 

 مرداد همیشه لعنتی هشتاد و هفت

سوده  

 

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هفتم مرداد 1387ساعت 15:50  توسط نارسیس نگين تاج 

طفيلي هاي خجسته پایشان درازتر از اتصالاتشان وول مي خورد

 

پاي گذاري به سيم كشي بينايي

 

ناگزيري ريزش دهاني در ملا عام را پوشش مي دهد

 

اصلاحيه هاي صوتي در صدم ثانيه

 

امواج چشم گذاري هاي آزاد

 

شاخه هاي جانبي به بازي هاي پلكاني

 

تداوم دوراني به بازي چند خجسته اند!

 

 

تكثير كرم هاي غير اشباع در داخلي ترين لايه هاي اهميت

 

برداشته شدن هواس كنترلي اسفنگتر ها

 

و آزادسازي چند خجسته ديگر!!

 

 

متفكران!

 

پيشبرنده هاي امواج به ندرت

 

دست به جايگزيني زده اند

 

بينش هاي پروانه اي به كرمك هاي شب كار

 

 

لطافت عموم

 

كمبود هايي سرگرم شده با غريزه

 

خلوص اندامي در برداشت هاي پريماتي

 

رشته هايي ارجايي به تكلمات روان گردان

 

مارپیچ هاي گنديده ي وراثت

 

 

ختم تمامی قالب های سر در يقه هاي خيس

 

در پايش ها ي طفيلي در طفيلي

 

رد كننده اي در صدم درد

 

نسخه ای از دسته ی تعلقات پیش در آمدی 

 

شیفته ی تمامی اتصالات 

 

بس سرگرم بازی ست

 

  

+ نوشته شده در  سه شنبه پانزدهم مرداد 1387ساعت 17:34  توسط نارسیس نگين تاج  |